تبليغاتX
احبـاب

احبـاب

بارها نوشتم و پاک کردم

نمی دانستم از چه بگویم فقط دوست داشتم با مادرم حرف بزنم اما چه بگویم نمی دانستم

بعضی حرفها در سکوت طولانی معنا می شود

روز میلاد مادر هستی

به مولا تبریک بگویم  ، به پسرش مهدی تبریک گویم ، به خدا تبریک بگویم (به این تبریک آخری گیر ندهید)

هر چه باشد روز مبارکی است ، الحمد لله ، الحمد لله ، الحمد لله

بغضی هم در گلویم مانده از گفتن مادر ،‌ مادر ، مادر و .....

*****

ای کاش مادر عمرش طولانی باشد

*****

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 11:25 توسط | |

ایام فاطمیه بازار بساط سمنو داغ می شود و عشقبازی در این مسیر شروع می شود

درست نمودن سمنو بهانه ای است برای تقرب به حضرت زهرا سلام الله علیها

دوستان مولا شب تا سحر به دور هم حلقه زده و سمنو را به اصطلاح هم می زنند

(یادش به خیر سالهای اول که بلد نبودیم چقدر هم زدیم بعد فهمیدیم که ...)

این هم زدن همراه با صلوات ، ذکر فضائل ، مناقب و مصیبت بی بی دو عالم می باشد

چند سال قبل در حین درست کردن سمنو ، ناگهان سمنو ته گرفت اصطلاحاً رگه رگه شد و خراب شد و

مجبور شدیم مایع داخل آن را به دیگهای دیگر انتقال داده ، دیگ اصلی را شسته و دوباره از اول شروع کنیم

که خیلی آن شب اذیت شدیم و قیافه ها از جنگ برگشته شده بود ...

این خاطره را از آن بابت گفتم که بعدها خیلی پیگیر شدم که چرا اینطور شد ، همه چی سر جای خود بود

، یک دفعه خراب شد

"نمی گفت ، نمی گفت تا بالاخره مجبورش کردم و فرمود : آن شب شخصی (نام نبرد) رفیقش را همراه

خود آورده بود و او مست بود ....

یاد قضیه حاج رسول ترک افتادم و مجلس عزای حضرت اباعبدالله

به این نکته رسیدم که :

بساط سیدالشهداء علیه السلام بار عام است و در برای همه عالم باز است

(رحمت الله الواسعه)

اما مجالس حضرت زهرا سلام الله علیها خصوصی تر است 

خیلی این طرف و آن طرف رفتم

این آخرین مطلب :

در مدینه خیلی دلم گرفته بود ، فوق العاده ، حالت عجیبی داشتم

که در تمام عمرم اینگونه نبودم 

 اینقدر غم  ...

پرسیدم و جواب گرفتم که در این جا خون ناموس خدا ریخته شده است

نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 10:34 توسط | |

خدا حفظ کند حجت الاسلام سید مهدی طباطبائی این طور بیان داشتند :

(العهدة علی الراوی)

 

از حضرت صاحب الامر پرسیدند که از تربت کربلا هم بالاتر داریم

 

ایشان فرمودند :

 

خاکی که بر چادر مادر ما نشسته از تربت کربلا بالاتر است .

 

 

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 11:41 توسط | |

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

عالمی می فرمود رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم 

 

همیشه در سلام کردن از دیگران پیشی می گرفت ،

 

پس غیر ممکنه شما بر او صلوات بفرستید

 

قبل از اینکه او به یاد شما بوده باشد ، پس سلام کن ....

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 15:42 توسط | |

 

ما به محبان علی (علیه السلام) و ع م ر

 

هیچ نگوییم ز خیر و ز شر

 

حشر محبان علی (علیه السلام)  با علی  (علیه السلام)

 

حشر محبان ع م ر با ع م ر

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 9:5 توسط | |

۳ صفر ، ۵ صفر یا هر زمان دیگری شهادت این نازدانه را نوشته اند

 

اما بعد از عاشورا  خیلی زنده نمانده ....

*****

هر چه دارم از خانم حضرت رقیه سلام الله علیها است

 

الحمد لله

*****

خرابه مهد خرید و فروش عشق و صفاست

 

سه سالـه مشتری بوسه ی لــب باباست

 

به مرگ خویــش رقیــــه نوشـت در تاریـخ

 

که بوسه ی لـب بـابـا گرانتریــن کالاست

*****

از قافله ی ۹ دی هم عقب نبودیم به لطف خانم حضرت رقیه

 

از خاطرمان نخواهد رفت که به فرموده امام راحل ما هر چه داریم

 

 از این محرم و صفر است

نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 9:46 توسط | |

ما اهل روضه زنده به بوی محرمیم

....

دیدم پدرم چنان که به سمت لشگر می رود همه سپاه به عقب رانده

می شوند تا آنجایی که بنابر بعضی اقوال به دروازه کوفه می رسند

 

....

دیدم پدرم رفت به سمت نخلستان ، کسی پشت نخلها پنهان شده بود

 

 پدرم او را دید ،

 

 خود را به تغافل زد  و آن مرد ضربه ای به سرور عالمیان زد

 

 و پدرم از کنارش گذشت

....

عاشورا شد

....

ودایع امامت را از پدرم تحویل گرفتم

....

دیدم چندین نسل بعد از آن مرد که به پدرم ضربه ای زد از محبین ما

 خاندان اهل بیت می شود

....

پدرم می دانست که یک روزی کسی می آید از نسل این مرد

 

و اگر او کشته شود .....

......................

اگر ما از نسل او باشیم صبح و شب نیز ضجه زنیم باز هم کم است !!!

 

چه کنم که نه یاری می کنم و نه یاری می دهم ،

 

بلکه خون به دل حضرتش می نمایم .

 

حرف دل خودم را می زنم ،

 

البته همه دل خوشی ما به همین گریه بر اباعبدالله است تا ظهور حضرت

 

صاحب العصر و

 

به فرموده امام راحل :

 

 این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است .

.....................................

صلی الله علی الباکین علی الحسین

 

اللهم الرزقنا توفیق قتل فی سبیل الله

 

یا علی مدد

 

نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 10:44 توسط | |

خدا حفظ کند استاد اخلاق حاج آقای اتابکی ۱۰ سال پیش مطلبی می فرمودند که بی ربط با ایام ما نیست و شنیدنی است و برای خودم به عینیت اثبات شد برای شما را نمی دانم !

"ایشان در باب اتفاقات آخر الزمان می فرمودند که روزی می شود که وقتی در خیابان راه

می روی یا در ماشین یا هر وسیله ای هستی وقتی نگاه به روبرو می کنی گناه

می بینی ، به راست ، به چپ ، به بالا و گناه تمامی اطراف تو را احاطه کرده و باید

بسیار استغفار (استغفر الله) کنی و ...."

 

آن روز ها نمی فهمیدم (بماند که الان هم هیچ نمی فهمم) ، اما این ایام و روزها می بینم و حس می کنم که چقدر سخت شده و همه جای شهرمان را بوی گناه و نگاه گناه گرفته  ...

دل خوشیم به روزهای در پیش .... که شاید نگاهمان به گنبد طلای امام رضا علیه السلام ، صحرای عرفات ، عتبات عالیات ، روی زیبای حجت بن الحسن و ... بیفتد (آرزو که عیب نیست چه در خواب و چه در بیداری)

*****

زیارت مخصوص مولایمان علی بن موسی الرضا علیه السلام ، ضامن آهوی بیابان و شتر در صحن و گرگ در صحرا است و ... نزدیک است . (من از آهو هم کمترم !!!)

هر که مشرف به پابوسی شد فقرا را هم یاد کند .

در سر در حرم بخواند و وارد شود که :

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز

*****

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 11:39 توسط | |

مولا امیرالمومنین علی علیه السلام در کوفه حرکت می کردند که چند جوان از مقابل به  سمت حضرت می آمدند و چون به حضرت رسیدند یکی از آنان به حضرت سلام کرد و در پس سلامش شروع کرد به توهین (ای کسی که زنها را بیوه کردی ، بچه ها را یتیم کردی و ...) گفت و گفت و ....

که قلم شرم از نوشتن دارد ، مولا سر به زیر انداخته و گوش می داد

و سپس به آن جوان فرمود : اگر حرفهایت تمام شد من بروم ، آن جوان باز ادامه داد و برای بار دوم حضرت فرمود اگر تمام شد من بروم که در این حین جوان دیگری به طرز توهین آمیز به حضرت گفت : برو .

حضرت به راه ادامه دادند که در همین حین شخصی نظاره گر این صحنه سریع به سمت آن جوانان آمد و به پرخاش به آنها پرداخت .

امیرالمومنین آن مرد را خواند و او را از این کار نهی کرد .

مرد خجالت زده گفت آقا جان یکی از این جوانان فرزند خود من است و شرمسارم ، چرا که او قبل از این از دوستان و محبین شما بوده حال نمی دانم چرا اینگونه گشته است

حضرت فرمود می خواهی عوض شود او را صدا کن که نزد ما بیاید ، آن مرد فرزند خود را به حضور آقا فراخواند در این حال حضرت نگاهی به او فرمودند و در جا آن جوان تغییر حالت داد و عوض شد ...

تا بدان جا که وقتی اشقی الاشقیا ضربه به سر حضرت فرود آورد اولین شخصی که به سمت ملعون ازل و ابد یورش برد و او را گرفت همین جوان بود .

پدر جوان رو به حضرت کرد و عرضه داشت : آقاجان چرا به همه این جوانها نگاه نمی کنی که همه عوض شوند این ها جوانان شما بوده اند و .......

حضرت فرموده باشند که این نگاهها باید باشد برای فرزندم مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

(نقل از حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی طباطبائی)

ما هم عرضه بداریم آقا جان یابن الحیدر ، یابن الزهرا

‏وَ انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً

که اگر یک نگاه به ما محبت کنی .....

 

نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 13:12 توسط | |

*****

ما ایرانیان وقتی به دنیا می آییم چند چیز مهم و اساسی را به همراه از پر قنداق می آوریم !

۱- دکترای طب و پزشکی

۲- دکترای اقتصادی و مالی

۳- اجتهاد در فقه و دارای فتاوای بسیار فراوان در مسائل شرعیه مخصوصا مسائل "ماهی"

الحمد لله.... !!!؟

*****

در روزهای مانده به ماه مبارک رمضان و روزهای باقی مانده از این ماه در جامعه در بین مردم یک سخن بیشتر از همه به چشم می آید و آن بحث هلال ، رویت و استهلال ماه است .

در طول ۱۲ ماه از  ماههای قمری که عبارتند از : محرم الحرام ، صفر المظفر ، ربیع الاول ، ربیع الثانی ، جمادی الاول ، جمادی الثانی ، رجب المرجب ، شعبان المعظم ، رمضان المبارک ، شوال المکرم ، ذیقعده الحرام ، ذیحجه الحرام هیچگاه به ماه نگاه نمی کنیم و این تشخیص را به خود اجازه نمی دهیم و آنچه که در تقویم ها و یا از دفاتر رسمی مراجع (اولویت دفتر مقام معظم رهبری) اعلام می گردد عمل می نماییم و هیچ کس هم نظری نمی دهد ولی در این ایام متأسفانه تا شب اول به بعد می شود می شود سخنانی شنیده می شود که ذکر بعضی از آنان جالب می باشد :

الف) به نظرم امشب ماه شب دوم می باشد

ب) امشب اشتباه اعلام کردند ماه به نظرم شب چهارم نبود

ج) این ماه شب ۱۴ نیست دو شب جلوتره

د) ماه شب نیمه را دیدی آدم باورش نمی شد

ه) احتمالا شبهای قدر جابجا می شه ماه عقب جلو بوده

و) فلان مرجع به خاطر ماه شب قدر را چند شب دیگر هم گرفت که ...

ض) عید دوشنبه است نه سه شنبه است نه چهارشنبه است نه اگر اول یوم الشک نباشه و ................................................................................................................................

تازه همه متخصص در علم نجوم هم می شوند و رویت و استهلال ماه را به صورت علمی به بحث برای وقت تلف کردن می گذارند و ....  

بیچاره این ماه که این همه سر آن دعواست .

و یاد همه می رود که ما مقلد هستیم و در نهایت تا ولی فقیه حکمی داد بر همه واجب الاطاعه می باشد .

مردم به هم نشان مه عید می دهند 

دستم چو قبله نما ماند سوی تو

فدای تو آقا یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که از همه ماه تری و از همه  ماه ها غریب تر و کمتر به دنبال تو ماه اصلی می گردند فدای روی ماهت .

نوشته شده در شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 13:4 توسط | |

Design By : Night Melody